تبلیغات
√ وقت آزاد - مطالب زندگی نامه
گالیلئو گالیله در سال 1564 در پیزا واقع در ایتالیا متولد شد. ویتا 19 سالگیتمام مطالعات خود را در ادبیات متمركز نموده بود تا اینكه روزیدر یكیاز مراسم مذهبیكلیسا مشاهده چهل چراغیكه در بالایسرش نوسان میكرد توجه او را جلب كرد. او هنگام مشاهده توجه كرد كه هرچند دامنه نوسان هر بار كوتاهتر میشود لیكن زمان نوسان همواره ثابت باقیمیماند اغلب انسانها شاید در این مشاهده چیز خاصیرا نمییافتند ولیگالیله از روح كنجكاو و پژوهشگر دانشمندان برخوردار بود او از آن لحظه شروع به اجراییك رشته آزمایشهایعملیكرد به این ترتیب كه وزنه هاییرا به یك ریسمان بست و از محلیآویزان نمود و آنها را به این سو و آن سو به نوسان در آورد.

زندگنامه گالیله

گالیلئو گالیله در سال 1564 در پیزا واقع در ایتالیا متولد شد. ویتا 19 سالگیتمام مطالعات خود را در ادبیات متمركز نموده بود تا اینكه روزیدر یكیاز مراسم مذهبیكلیسا مشاهده چهل چراغیكه در بالایسرش نوسان میكرد توجه او را جلب كرد. او هنگام مشاهده توجه كرد كه هرچند دامنه نوسان هر بار كوتاهتر میشود لیكن زمان نوسان همواره ثابت باقیمیماند اغلب انسانها شاید در این مشاهده چیز خاصیرا نمییافتند ولیگالیله از روح كنجكاو و پژوهشگر دانشمندان برخوردار بود او از آن لحظه شروع به اجراییك رشته آزمایشهایعملیكرد به این ترتیب كه وزنه هاییرا به یك ریسمان بست و از محلیآویزان نمود و آنها را به این سو و آن سو به نوسان در آورد. در آن دوران هنوز ساعتهایدقیق با عقربه ثانیه شمار نبود و بنابراین گالیله برایاندازه گیریزمان حركات وزنه هایآویزان و در حال نوسان از ضربات نبض خود سود میجست. او دریافت كه مشاهداتش در كلیسایجامع پیزا صحت دارد. اگرچه دامنه نوسان هر بار كوتاهتر میشد اما هر نوسان زمان مشابه نوسانهایقبلیرا در بر میگرفت به این ترتیب گالیله قانون آونگ را كشف كرده بود. قانون آونگ گالیله امروزه همچنان در امور گوناگون به كار میرود مثلاً برایاندازه گیریحركات ستارگان و یا مهار روند كار ساعتها از این قانون استفاده میكنند. آزمایشهایاو درباره آونگ آغاز فیزیك دینامیك جدید بود واكنشیكه قوانین حركت و نیروهاییرا كه باعث حركت میشوند در بر میگیرد. گالیله در سال 1588 در دانشگاه پیزا مدرك دكتری(استادی) گرفت و در همانجا برایتدریس ریاضیات باقیماند. او در 25 سالگیدومین كشف بزرگ علمیخود را به انجام رسانید، كشفیكه باعث از بین رفتن یك نظریه به جا مانده دوهزار ساله شد و دشمنان زیادیبرایش آفرید. در دوران گالیله بخش بسیاریاز علوم براساس فرضیه هایفیلسوف بزرگ یونانی- ارسطو كه در قرن چهارم پیش از میلاد میزیست بنا شده بود اثر او به عنوان مرجع و سرچشمه تمامیعلوم به شمار میآمد. هر كس كه به یكیاز قانونها و قواعد ارسطو شك میكرد انسان كامل و عاقلیبه شمار نمیآمد. یكیاز قواعدیكه ارسطو بیان كرده بود این ادعا بود كه اجسام سنگین تندتر از اجسام سبك سقوط میكنند. گالیله ادعا میكرد كه این قاعده اشتباه است به طوریكه میگویند او برایاثبات این خطا از استادان هم دانشگاهیخود دعوت به عمل آورد تا به همراه او به بالاترین طبقه برج مایل پیزا بروند. گالیله دو گلوله توپ یكیبه وزن 5 كیلو و دیگریبه وزن نیم كیلو با خود برداشت و از فراز برج پیزا هر دو گلوله را به طور همزمان به پایین رها كرد، در كمال شگفتیتمام حاضران در صحنه مشاهده كردند كه هر دو گلوله به طور همزمان به زمین رسیدند. گالیله به این ترتیب كه قانون فیزیكیمهم را كشف كرد (سقوط اجسام به وزن آنها بستگیندارد.) در همین موقع كه گالیله مشغول مطالعه بود ناگهان شایع شد كه در سوئیس عدسیها را با هم تركیب كرده اند و توانسته اند اجسام را از مسافات دور مشاهده نمایند. از این موضوع اطلاع صحیحیدر دست نیست ولیاینطور مشهور است كه «زاخارییانسن» كه در میدان میدلبورك عینك ساز بود اولین دوربین نزدیك كننده اشیاء را بین سالهای1590 و 1609 ساخته بود ولیعینك ساز دیگریبه نام «هانس یپرشی» اختراع او را با تردستیاز او میرباید و در اكتبر 1608 امتیاز آن را به نام خود ثبت مینماید. گالیله هم در این موقع موفق به ساختن دوربین مشابهیگردید ولیاین دستگاه قدرت زیادینداشت اما مطلب مهم این بود كه اصل اختراع كشف شده بود و ساختن دوربین قویتر فقط كار فنیبود. این دوربین به رئیس حكومت ونیز تقدیم شد و در كنار ناقوس «سن مارك» گذاشته شد. سناتورها و تجار ثروتمند در پشت دوربین قرار گرفتند و همگیدچار حیرت و تعجب شدند چون آنها خروج مؤمنین را ازكلیسایمجاور و كشتیهاییرا كه در دورترین نقاط افق در حركت بودند مشاهده نمودند ولیگالیله فوراً دوربین را به طرف آسمان متوجه ساخت مشاهده مناظریكه تا آن زمان هیچ چشمیقادر به تماشایآن نبود شور و شعفیفراوان در گالیله به وجود آورد. گالیله مشاهده نمود كه ماه برخلاف گفته ارسطو كه آن را كره ایصاف و صیقلیمیدانست پوشیده از كوه ها و دره هاییاست كه نور خورشید برجستگیهایآنها را مشخص تر میسازد به علاوه ملاحظه نمود كه چهار قمر كوچك به دور سیاره مشتریدر حركت هستند و بالاخره لكه هایخورشید را به چشم دید. دانشمند بزرگ در سال 1610 تمام این نتایج را در جزوه ایبه نام قاصد آسمان انتشار داد كه موجب تحسین و تمجید بسیار گشت ولیانتشار كتاب قاصد آسمان فقط تحسین و تمجید همراه نداشت بلكه جمعیاز مردم بر او اعتراض كردند و از او میپرسیدند كه چرا تعداد سیارات را هفت نمیداند و حال آنكه تعداد فلزات هفت است و شمعدان معبد هفت شاخه دارد و در كله آدمیهفت سوراخ موجود است، گالیله در جواب تمام این سؤالات فقط گفت با چشم خود در دوربین نگاه كنید تا از شما رفع اشتباه شود.
مشاهدات و پژوهشهایگالیله او را به این وادیرهنمون شدند كه فرضیه هایعلمیرا كه براساس آنها زمین در مركزیت عالم قرار داشت و خورشید و ستارگان به دور آن میگشتند مردود میشمرد. نزدیك به نیم قرن پیش از آن كوپرنیك اثر بزرگ خود را -كه طیآن ثابت كرد خورشید در مركز دستگاه ستاره ایما نیست و زمین و سیاره ها به دور آن میگردند- در معرض اذهان عموم قرار داده بود. این فرضیه كوپرنیك مورد لعن و نفرین كلیسا قرار گرفته بود و زمانیكه گالیله آشكارا اعلام داشت كه این فرضیه صحت دارد و او با آن موافق است، نظریه كوپرنیك به دست فراموشیسپرده شده بود اعلامیه گالیله اعتراضات شدیدیرا برانگیخت. روحانیون عالیمقام كلیسایكاتولیك دوباره خشمگینانه فرضیه كوپرنیك را به شدت محكوم كرده و آن را مطرود شمردند. گالیله با شخصیتهایبزرگیمانند كاردینال «بلاربن» و كاردینال «باربرینی» سابقه دوستیداشت كه از او حمایت میكردند ولیاین شخصیتهایبزرگ نتوانستند مانع آن شوند كه واتیكان در سال 1616 اصول و عقاید كوپرنیك را محكوم كند.
گالیله نمیتوانست مخالفین خود را به وسیله تجربه و مشاهده محكوم كند زیرا هیچگونه استدلال غیرمذهبیبرایایشان كافینبود و روحانیون برایهر چیز غیر از كتاب مقدس را مطابق میل خود تغییر دهد. چون این كار ممكن نبود طبعاً میبایست گالیله محكوم شود و حتیاگر خود پاپ هم از صمیم قلب معتقد به عقاید كوپرنیك بود محاكمه گالیله و محكومیت او اجتناب ناپذیر بود. در سال 1632 كه دوست او كاردینال «باربرینی» به نام اوربن هفتم پاپ شده بود از موقعیت استفاده كرد و ضربت بزرگیرا وارد نمود. ویكتابیبه زبان ایتالیاییمنتشر كرد كه در آن سه نفر مشغول گفتگو هستند یكیاز آنها از بطلمیوس و دو نفر دیگر از كوپرنیك دفاع میكنند. با انتشار این كتاب خشم و غضب روحانیون چند صد برابر گشت و بدتر از همه اینكه برایپاپ این سوء تفاهم ایجاد شد كه شخص ابله و احمقیكه در مكالمات از بطلمیوس دفاع میكند خود اوست. گالیله را به رم احضار كردند و او را در منزل یكیاز اعضایعالیرتبه دیوان تفتیش عقاید جایدادند. در همین اوقات دختر پدر مقدس مشغول تهیه ادعا نامه او بود و در روز 20 ماه ژوئن 1633 محكوم را به آنجا احضار كردند و در 22 ژوئن وادارش نمودند كه توبه نامه زیر را امضاء كند.
من گالیله در هفتادمین سال زندگیدر مقابل شما به زانو درآمده ام و در حالیكه كتاب مقدس را پیش چشم دارم و با دستهایخود لمس میكنم توبه میكنم و ادعایخالیاز حقیقت حركت زمین را انكار میكنم و آن را منفور و مطرود مینمایم.
گالیله بعد از محاكمه در منزل دوستش پیكولومینیاسقف شهر سین محبوس شد ولیبعد از مدتیبه او اجازه داده شد تا در خانه ییلاقیخود واقع در آرستریاقامت كند.
گالیله تا دم مرگ بر اعتقاد خویش پا برجا ماند. او به طور پنهانیبه آزمایشهایتجربیخود ادامه داد و پیش از آنكه در سال 1642 در آرستریدر حومه فلورانس دار فانیرا وداع گوید دو كتاب ارزشمند دیگر را نیز به رشته تحریر در آورد. آثار او نخست در سال 1835 از سویكلیسایكاتولیك از لیست سیاه، (لیست كتابهایممنوعه) خارج شد و اجازه انتشار یافت. امروزه ما به گالیله به عنوان یك پژوهشگر سخت كوش كه بشریت بسیار به او مدیون است احترام میگذاریم. او به جهان نشان داد كه یك دانشمند باید این آزادیرا داشته باشد كه نظریه هاییرا كه اشتباه هستند نقد كند و نظریه هایجدیدیرا بنیان گذارد. او همچنین نشان داد كه یك دانشمند نباید خود را گرفتار دستورها و یا روایات دینیتحریف شده كند.




طبقه بندی: زندگی نامه،

تاریخ : یکشنبه 7 آبان 1391 | 04:55 ب.ظ | نویسنده : سلمان بنی فضل | نظرات
خوارزمی ابوجعفر محمدبن موسی از دانشمندان بزرگ ریاضی و نجوم می باشد. از زندگی خوارزمی چندان اطلاع قابل اعتمادی در دست نیست الا اینكه وی در حدود سال 780 میلادی در خوارزم (خیوه كنونی) متولد شد. شهرت علمی وی مربوط به كارهایی است كه در ریاضیات مخصوصاً در رشته جبر انجام داده به طوری كه هیچ یك از ریاضیدانان قرون وسطی مانند وی در فكر ریاضی تأثیر نداشته اند. اجداد خوارزمی احتمالاً اهل خوارزم بودند ولی خودش احتمالاً از قطر بولی ناحیه ای نزدیك بغداد بود به هنگام خلافت مأمون وی عضو «دارالحكمه» كه مجمعی از دانشمندان در بغداد به سرپرستی مأمون بود، گردید.


زندگینامه خوارزمی

خوارزمی ابوجعفر محمدبن موسی از دانشمندان بزرگ ریاضی و نجوم می باشد. از زندگی خوارزمی چندان اطلاع قابل اعتمادی در دست نیست الا اینكه وی در حدود سال 780 میلادی در خوارزم (خیوه كنونی) متولد شد. شهرت علمی وی مربوط به كارهایی است كه در ریاضیات مخصوصاً در رشته جبر انجام داده به طوری كه هیچ یك از ریاضیدانان قرون وسطی مانند وی در فكر ریاضی تأثیر نداشته اند. اجداد خوارزمی احتمالاً اهل خوارزم بودند ولی خودش احتمالاً از قطر بولی ناحیه ای نزدیك بغداد بود به هنگام خلافت مأمون وی عضو «دارالحكمه» كه مجمعی از دانشمندان در بغداد به سرپرستی مأمون بود، گردید. خوارزمی كارهای دیونانتوس را در رشته جبر دنبال كرد و به بسط آن پرداخت. خود نیز كتابی در این رشته نوشت الجبر و المقابله كه به مأمون تقدیم شده كتابی است درباره ریاضیات مقدماتی و شاید نخستین كتاب جبری باشد كه به عربی نوشته شده است. دانش پژوهان بر سر این كه چه مقدار از محتوای كتاب از منابع یونانی و هندی و عبری گرفته شده است اختلاف نظر دارند. معمولاً در حل معادلات دو عمل معمول است. خوارزمی این دو را تنقیح و تدوین كرد و از این راه به وارد ساختن جبر به مرحله علمی كمك شایانی انجام داد. اثر ریاضی دیگری كه چندی پس از جبر نوشته شد رساله است مقدماتی در حساب كه ارقام هندی (یا به غلط ارقام عربی) در آن به كار رفته بود و نخستین كتابی بود كه نظام ارزش مكانی را (كه آن نیز از هند بود) به نحوی اصولی و منظم شرح می داد. اثر دیگری كه به مأمون تقدیم شد زیج السند هند بود كه نخستین اثر اخترشناسی عربی است كه به صورت كامل برجای مانده و شكل جداول آن از جداول بطلمیوس تأثیر پذیرفته است. كتاب صورت الارض كه اثری است در زمینه جغرافیا اندك زمانی بعد از سال 195-196 نوشته شده است و تقریباً فهرست طولها و عرضهای همه شهرهای بزرگ و اماكن را شامل می شود. این اثر كه احتمالاً مبتنی بر نقشه جهان نمای مأمون است (كه شاید خود خوارزمی هم در تهیه آن كار كرده بوده باشد)، به نوبه خود مبتنی بر جغرافیای بطلمیوسی بود. این كتاب از بعضی جهات دقیق تر از اثر بطلمیوس بود خاصه در قلمرو اسلام. تنها اثر دیگری كه برجای مانده است رساله كوتاهی است درباره تقویم یهود. خوارزمی دو كتاب نیز درباره اسطرلاب نوشت آثار علمی خوارزمی از حیث تعداد كم ولی از نفوذ بی بدیل برخوردارند زیرا كه مدخلی بر علوم یونانی و هندی فراهم آورده اند عمده بر جبر قرون وسطایی داشت. رساله خوارزمی درباره ارقام هندی پس از آنكه در قرن دوازدهم به لاتینی ترجمه و منتشر شد بزرگترین تأثیر را بخشید. نام خوارزمی متراف شد با هر كتابی كه درباره «حساب جدید» نوشته می شد (و از اینجا است اصطلاح جدید «الگوریتم» ]به معنی قاعده محاسبه[.
كتاب جبر و مقابله خوارزمی كه به عنوان الجبرا به لاتینی ترجمه گردید باعث شد كه همین كلمه در زبانهای اروپایی به معنای جبر به كار رود. نام خوارزمی هم در ترجمه به جای «الخوارزمی» به صورت «الگوریسمی» تصنیف گردید و الفاظ آلگوریسم و نظایر آنها در زبانهای اروپایی كه به معنی فن محاسبه ارقام یا علامات دیگر است مشتق از آن می باشد.

ارقام هندی كه به غلط ارقام عربی نامیده می شود از طریق آثار فیبوناتچی به اروپا وارد گردید. همین ارقام انقلابی در ریاضیات به وجود آورد و هرگونه اعمال محاسباتی را مقدور ساخت. باری كتاب جبر خوارزمی قرنها در اروپا مأخذ و مرجع دانشمندان و محققین بوده و یوهانس هیسپالنسیس و گراردوس كرموننسیس و رابرت چستری درقرن دوازدهم هر یك از آن را به زبان لاتینی ترجمه كردند. نفوذ كتاب زیح السند چندان زیاد نبود اما نخستین اثر از این گونه بود كه به صورت ترجمه لاتینی به همت آدلاردباثی در قرن دوازدهم به غرب رسید. جداول طلیطلی (تولدویی) یكجا قرار گرفتند و به توسط ژراركرمونایی در اواخر قرن یازدهم به لاتینی ترجمه شدند، از مقبولیت گسترده تری در غرب برخوردار شدند و دست كم یكصد سال بسیار متداول بودند از كارهای دیگر خوارزمی تهیه اطلسی از نقشه آسمان و زمین و همچنین اصلاح نقشه های جغرافیایی بطلمیوس بود. جغرافیای وی تا اواخر قرن نوزدهم در اروپا ناشناخته ماند، دیگر از كتب مهم خوارزمی در حدود سال 848 میلادی مطابق با 232 هجری قمری درگذشت.




طبقه بندی: زندگی نامه،

تاریخ : یکشنبه 7 آبان 1391 | 04:55 ب.ظ | نویسنده : سلمان بنی فضل | نظرات
بوریحان محمد بن احمد بیرونیاز دانشمندان بزرگ ایران در علوم حكمت و اختر شناسیو ریاضیات و تاریخ و جغرافیا مقام شامخ داشته، در سال 362 هجریقمریدر حوالیخوارزم متولد شده و از این جهت به بیرونییعنیخارج از خوارزم معروف شده. هیچ اطلاعیدرباره اصل و نسب و دوره كودكیبیرونیدر دست نیست. نزد ابونصر منصور علم آموخت. در هفده سالگیاز حلقه ایكه نیم درجه به نیم درجه مدرج شده بود، استفاده كرد تا ارتفاع خورشیدینصف النهار را در كاث رصد كند و بدین ترتیب عرض جغرافیاییزمینیآن را استنتاج نماید. چهار سال بعد برایاجراییك رشته از این تشخیصها نقشه هاییكشید و حلقه ایبه قطر پانزده ذراع تهیه كرد. در 9 خرداد 376 بیرونیماه گرفتگی(خسوفی) را دركاث رصد كرد و قبلاً با ابوالوفا ترتیبیداده شده بودكه او نیز در همان زمان همین رویداد را در بغداد رصد كند. اختلاف زمانیكه از این طریق حاصل شد به آنان امكان داد كه اختلاف طول جغرافیاییمیان دو ایستگاه را حساب كنند

زندگینامه ابوریحان بیرونی

ابوریحان محمد بن احمد بیرونیاز دانشمندان بزرگ ایران در علوم حكمت و اختر شناسیو ریاضیات و تاریخ و جغرافیا مقام شامخ داشته، در سال 362 هجریقمریدر حوالیخوارزم متولد شده و از این جهت به بیرونییعنیخارج از خوارزم معروف شده. هیچ اطلاعیدرباره اصل و نسب و دوره كودكیبیرونیدر دست نیست. نزد ابونصر منصور علم آموخت. در هفده سالگیاز حلقه ایكه نیم درجه به نیم درجه مدرج شده بود، استفاده كرد تا ارتفاع خورشیدینصف النهار را در كاث رصد كند و بدین ترتیب عرض جغرافیاییزمینیآن را استنتاج نماید. چهار سال بعد برایاجراییك رشته از این تشخیصها نقشه هاییكشید و حلقه ایبه قطر پانزده ذراع تهیه كرد. در 9 خرداد 376 بیرونیماه گرفتگی(خسوفی) را دركاث رصد كرد و قبلاً با ابوالوفا ترتیبیداده شده بودكه او نیز در همان زمان همین رویداد را در بغداد رصد كند. اختلاف زمانیكه از این طریق حاصل شد به آنان امكان داد كه اختلاف طول جغرافیاییمیان دو ایستگاه را حساب كنند. ویهمچنین با ابن سینا فیلسوف برجسته و پزشك بخاراییبه مكاتبات تندیدرباره ماهیت و انتقال گرما و نور پرداخت. در درباره مأمون خوارزمشاهیقرب و منزلت عظیم داشته چند سال هم در دربار شمس المعالیقابوس بن وشمگیر به سر برده، در حدود سال 404 هجریقمریبه خوارزم مراجعت كرده، موقعیكه سلطان محمود غزنویخوارزم را گرفت در صدد قتل او برآمد و به شفاعت درباریان از كشتن ویدرگذشت و او را در سل 408 هجریبا خود به غزنه برد. در سفر محمود به هندوستان، ابوریحان همراه او بود و در آنجا با حكما و علماء هند معاشرت كرد و زبان سانسكریت را آموخت و مواد لازمه برایتألیف كتاب خود موسوم به ماللهند را جمع آوریكرد.

بیرونیبه نقاط مختلف هندوستان سفر كرد و در آنها اقامت گزید و عرض جغرافیاییحدود یازده شهر هند را تعیین نمود. خود بیرونیمینویسد كه در زمانیكه در قلعه نندنه (nandana) به سر میبرد، از كوهیدر مجاورت آن به منظور تخمین زدن قطر زمین استفاده كرد. نیز روشن است كه او زمان زیادیرا در غزنه گذرانده است. تعداد زیاد رصدهایثبت شده ایكه به توسط او در آنجا صورت گرفته است با رشته ایاز گذرهایخورشید به نصف النهار شامل انقلاب تابستانیسال 398 آغاز میشود و ماه گرفتگیروز 30 شهریور همان سال را نیز در بر دارد. او به رصد اعتدالین و انقلابین در غزنه ادامه داد كه آخرین آنها انقلاب زمستانیسال 400 بود. بیرونیتألیفات بسیار در نجوم و هیئت و منطق و حكمت دارد از جمله تألیفات او قانون مسعودیاست. در نجوم و جغرافیا كه به نام سلطان مسعود غزنوینوشته، دیگر كتاب آثار الباقیه عن القرون الخالیه در تاریخ و آداب و عادات ملل و پاره ایمسائل ریاضیو نجومیكه در حدود سال 390 هجریبنام شمس المعالیقابوس بن وشمگیر تألیف كرده این كتاب را مستشرق معروف آلمانیزاخائو در سال 1878 میلادیدر لیپزیك ترجمه و چاپ كرده و مقدمه ایبر آن نوشته است. دیگر كتاب «ماللهند من مقوله فیالعقل او مرذوله» درباره علوم و عقاید و آداب هندیها كه آن را هم پروفسور زاخائو ترجمه كرده و در لندن چاپ شده است. دیگر «التفهیم فیاوائل صناعه التنجیم» در علم هیئت و نجوم و هندسه. بیرونیهنگامیكه شصت و سه ساله بود كتابنامه ایاز آثار محمد بن زكریایرازیپزشك تهیه نمود و فهرستیاز آثار خود را ضمیمه آن كرد. این فهرست به 13 عنوان سر میزند كه بعضیاز آنها برحسب موضوع و گه گاه با اشاره كوتاهیبه فهرست مندرجات آنها تنظیم شده اند. این فهرست ناقص است زیرا بیرونیدست كم چهارده سال پس از تنظیم آن زنده بود و تا لحظه مرگ نیز كار میكرد. به علاوه هفت اثر دیگر او موجود است و از تعداد فراوان دیگریهم نام برده شده است. تقریباً چهار پنجم آثار او از بین رفته اند بیآن كه امیدیبه بازیافت آنها باشد. از آنچه برجایمانده در حدود نیمیبه چاپ رسیده است. علایق بیرونیبسیار گسترده و ژرف بود و او تقریباً در همه شعبه هایعلومیكه در زمان ویشناخته شده بودند سخت كار میكرد. ویاز فلسفه و رشته هاینظرینیز بیاطلاع نبود اما گرایش او به شدت بسویمطالعه پدیده هایقابل مشاهده در طبیعت و در انسان معطوف بود. در داخل خود علوم نیز بیشتر جذب آن رشته هاییمیشد كه در آن زمان به تحلیل ریاضیدر آمدند. در كانیشناسی، داروشناسیو زبان شناسییعنیرشته هاییكه در آنها اعداد نقش چندانینداشتند نیز كارهاییجدیانجام داد اما در حدود نیمیاز كل محصول كار او در اخترشناسی، اختربینیو رشته هایمربوط به آنها بود كه علوم دقیقه به تمام معنیآن روزگاران به شمار میرفتند. ریاضیات به سهم خود در مرتبه بعدیجایمیگرفت اما آن هم همواره ریاضیات كاربسته بود. از آثار دیگر بیرونیكه هنوز هم در دسترس هستند میتوان اینها را نام برد: اسطرلاب، سدس، تحدید، چگالیها، سایه ها، وترها، پاتنجلی، قره الزیجات، قانون، ممرها، الجماهر و صیدنه. بیرونیدرباره حركت وضعیزمین و قوه جاذبه آن دلایل علمیآورده است. میگویند وقتیكتاب قانون مسعودیرا تصنیف كرد سلطان پیلواریسیم برایاو جایزه فرستاد. ابوریحان آن مال را پس فرستاد و گفت: من از آن بینیازم زیرا عمریبه قناعت گذرانیده ام و ترك آن سزاوار نیست. نظر پردازی، نقش كوچكیدر تفكر او ایفا میكرد. ویبر بهترین نظریه هایعلمیزمان خود تسلط كامل داشت اما دارایابتكار و اصالت زیادینبود و نظریه هایتازه ایاز خود نساخت. ابوریحان بیرونیدر سال 440 هجریدر سن 78 سالگیدر غزنه بدرود حیات گفت.




طبقه بندی: زندگی نامه،

تاریخ : یکشنبه 7 آبان 1391 | 04:52 ب.ظ | نویسنده : سلمان بنی فضل | نظرات

ماری کوری,زندگینامه ماری کوری,بیوگرافی ماری کوری, سرگذشت ماری کوری


ماری كوری در سال 1867 با نام ماریا اسكلو دووسكا در ورشو پایتخت لهستان متولد شد او در سن 19 سالگی به پاریس رفت تا در آنجا به تحصیل در رشته شیمی بپردازد . در آنجا با فیزیكدان جوان فرانسوی به نام پیر كوری آشنا شد و این آشنایی به ازدواج انجامید.


ماری كوری در سال 1867 با نام ماریا اسكلو دووسكا در ورشو پایتخت لهستان متولد شد او در سن 19 سالگی به پاریس رفت تا در آنجا به تحصیل در رشته شیمی بپردازد . در آنجا با فیزیكدان جوان فرانسوی به نام پیر كوری آشنا شد و این آشنایی به ازدواج انجامید. او به پیر كوری در انجام آزمایشهای عملی اش درباره الكتریسیته كمك می كرد زمانی كه او در سال 1895 در انباری چوبی كوچك كه آزمایشگاه او بود شروع به كار كرد نه او و نه هیچ كس دیگر چیزی درباره عنصر شیمیایی رادیم نمی دانست این عنصر هنوز كشف نشده بود البته یكی از همكاران پژوهشگر پاریسی فیزیكدان فرانسوی «هانری بكرل» در آن زمان تشخیص داده بود كه عنصر شیمیایی اورانیوم پرتوهایی اسراسر آمیز نامرئی از خود می افشاند او به طور اتفاقی یك قطعه كوچك از فلز اورانیوم را بر روی یك صفحه فیلم نور ندیده كه در كاغذ سیاه پیچیده شده بود گذاشته بود صبح روز بعد مشاهده كرد كه صفحه فیلم درست مثل این كه نور دیده باشد سیاه شده است بدیهی بود كه عنصر اورانیوم پرتوهایی را از خود ساطع كرده بود كه از كاغذ سیاه گذشته و برصفحه فیلم اثر كرده بود. بكرل این فرایند را دوباره با سنگ معدنی موسوم به (Pitch-blende) كه سنگی سخت و سیاه قیرگون است كه از آن اورانیوم به دست می آید- تكرار كرد این بار اثری كه سنگ بر روی صفحه فیلم گذاشته بود حتی از دفعه قبلی هم قوی تر بود بنابراین می بایست به غیر از عنصر اورانیوم یك عنصر پرتوزای دیگر هم در سنگ وجود می داشت او فرضیه خود را با خانواده كوری كه با او دوست بودند مطرح كرد آنها نیز این راز را هیجان انگیز یافتند این چه پرتوهای نادری بودند كه در اشیایی كه پرتوهای نوری معمولی از آنها عبور نمی كرد نفوذ می كردند و از میان آنها می گذشتند؟


در آن زمان پیر كوری در مدرسه فیزیك تدریس می كرد ولی او تمام وقت آزاد خود را به كار می برد تا به همسرش در آزمایشهایی كه انجام می داد كمك كند رئیس مدرسه فیزیك یك انباری مضروبه كنار حیاط مدرسه را در اختیار آنها گذاشت این انبار فضایی بود كه آنها می توانستند بدون هزینه ای دریافت كنند و بنابراین آن را قبول كردند قدم بعدی این بود كه سنگ معدنی سیاه را تهیه كنند. اگر می خواستند اقدام به خرید آن كنند خیلی گران تمام می شد آنها به طوركلی اندگی اطلاع یافتند كه دولت اتریش هزاران كیلو از این سنگها دارد كه چون اورانیومش را جدا كرده اند آنها را بی ارزش می دانند چون خانواده كوری دنبال اورانیوم نبودند بلكه عنصر ناشناخته جدیدی را جستجو می كردند این زباله ها را درست همان چیزی یافتند كه به آن نیاز داشتند ماری و پیر كوری این توده های كثیف را با بیل درون دیگهای بزرگی می ریختند آنها را با مواد شیمیایی مخلوط می كردند و بر روی یك اجاق قدیمی چدنی حرارت می دادند. دود سیاه، خفه كننده و بدبوی غلیظی كه از دیگها برمی خواست نفس آنها را تقریباً بند می آورد و اشك چشمانشان را سرازیر می كرد. (با مراجعه به یادداشتهای قطور آزمایشگاهی ماری و پیكر كوری معلوم می شود كه آن دو نفر از شانزدهم دسامبر 1897 به مطالعه در باره پرتو بكرل یا پرتو اورانیوم پرداختند در آغاز ماری فقط به این كار مشغول شد ولی از پنجم فوریه سال 1898 پیر هم به او ملحق شد پیر به اندازه گیری ها و بررسی نتایج پرداخت آن دو نفر عمدتاً شدت پرتوهای كانی ها و نمكهای مختلف اورانیوم و اورانیوم فلزی را اندازه گیری می كردند در نتیجه تجربه های زیاد آنها این بود كه تركیبات اورانیوم كمترین رادیواكتیویته را داشتند. رادیواكتیویته اورانیوم فلزی از آنها بیشتر بود و كانی اورانیوم كه معروف به پشبلند بود بیشترین رادیواكتیویته را داشت این نتایج نشان می داد كه احتمالاً پشبلند محتوی عنصری است كه رادیواكتیویته اش خیلی بیشتر از رادیواكتیویته اورانیوم است در دوازدهم آوریل 1898 كوری ها نظریه خود را به آكادمی علوم پاریس گزارش كردند در چهاردهم آوریل كوریها با همكاری لمون شیمیدان فرانسوی به جستجوی عنصر ناشناخته مزبور پرداختند.

 

ماری کوری,زندگینامه ماری کوری,بیوگرافی ماری کوری, سرگذشت ماری کوری

 

نتیجه گرانبهای این كار پرزحمت و طاقت فرسا تنها چند قطره ازماده ای بود كه آنها این ماده را در لوله های آزمایشگاهی نگهداری می كردند بر اثر این كارهای طاقت فرسا در نخستین زمستان ماری كوری دچار نوعی عفوت و التهاب ریوی شد تمام فصل را مریض بود ولی پس ازبهبودی كار پختن مواد در دیگها را در آزمایشگاه از سر گرفت سال پس از آن نخستین دخترش به نام ایرنه متولد شد پیر و ماری كوری در ماه جولای (مرداد ماه) همان سال توانستند این مسئله را انتشار دهند كه سنگ معدن (Pitch-blende) به غیر از عنصر اورانیوم دو عنصر پرتوزای دیگر را نیز در خود دارد نخستین عنصر را به یاد محل تولد و بزرگ شدن ماری كوری كه لهستان (Poland) بوده است، پولونیوم (Polonium) نامیدند و دومین عنصر را كه اهمیت زیادی داشت رادیوم نامیدند كه از واژه لاتین radius به معنی پرتو الهام می گرفت. در بیست و ششم دسامبر سال 1898 (پنجم دی ماه 1277) اعضای آكادمی علوم پاریس گزارشی تحت عنوان «درباره ماده شدیداً رادیواكتیوی كه در پشبلند وجود دارد» آگاه شدند و این روز تاریخ تولد رادیوم است. پیدایش رادیوم در میان عناصر رادیواكتیو طبیعی تقریباً به فوریت ثابت كرد كه این عنصر مناسبترین عنصر رادیواكتیو برای بسیاری كارهاست به زودی معلوم شد كه نیمه عمر رادیوم نسبتاً زیاد است (1600 سال) كشف رادیوم یكی از پیروزیهای بنیادی علم است بررسی های انجام شده روی رادیوم موجب دگرگونی های اساسی در دانش بشر درباره خواص و ساخت ماده شد و منجر به شناخت و دستیابی به انرژی اتمی شد خانواده كوری به همراه بكرل به خاطر كشفی كه پس از آن همه كارطاقت فرسا به آن نائل شدند در سال 1903 جایزه نوبل (فیزیك) را از آن خود كردند و به این ترتیب توانستند وامهایی را كه برای كارهای پژوهشی طولانی خود گرفته بودند، پرداخت كنند.

 

پیر كوری در سال 1906 در 47 سالگی به علت تصادف با اتومبیل درگذشت مادام كوری پس از مرگ شوهرش به مطالعات خود ادامه داد و در سال 1910 موفق به تهیه رادیوم خالص گردید در این هنگام استاد سوربون و عضو آكادمی طب شد و در سال1911 برای دومین بار به دریافت جایزه نوبل نائل شد (ماری كوری به غیر از لینوس پاولینگ (برنده جایزه نوبل در شیمی در سال 1954، برنده جایزه صلح نوبل در سال 1962) تنها انسانی است كه دوباره این جایزه ارزشمند را از آن خود كرده است.) مادام كوری در چهارم ژوئیه 1934 یعنی بیست و هشت سال بعد از مرگ شوهرش و در سن 67 سالگی درگذشت.


این واقعیت كه پرتوهای رادیوم می توانند بافتهای زنده اندامها را از بین ببرند به عنوان مهمترین دستاورد كشف كوریها مشخص گردید پزشكان و پژوهشگران علوم پزشكی به زودی دریافتند كه به این وسیله می توانند غده ها و بافتهای بدخیم را كه در سرطان و همچنین بیماریهای پوستی و غدد ترشحی بروز می كنند، از بین ببرند بسیاری از بیماران سرطانی كه توانسته اند با موفقیت معالجه شوند و از مرگ نجات یابند عمر دوباره و سلامتی خود را مرهون تلاشهای ایثارگرانه و خستگی ناپذیر و انگیزه والای این زن بی همتا هستند.




طبقه بندی: زندگی نامه،

تاریخ : یکشنبه 7 آبان 1391 | 04:48 ب.ظ | نویسنده : سلمان بنی فضل | نظرات

 

زندگینامه ستاره شناس بزرگ

 

نیکلاس کپرنیک به سبب جمله ای که گفته بود زمین به دور خورشید می گردد نه خورشید به دور زمین مشهور است ...

 

کپرنیک در تورون لهستان به دنیا آمد او پسر یک بازرگان بود در جوانی ریاضیات را در دانشااکوف خواند. سپس برای تحصیل اخترشناسی حقوق ادبیات باستان و پزشکی به دانشگاههای مختلف ایتالیا رفت.پس از پایان تحصیلاتش در رشته حقوق در سال 1506 به عنوان پزشک خصوصی عمومی خود که یک اسقف کاتولیک بود به لهستان بازگشت. او در اوقات فراغت خود از محاسبه های ریاضی در اختر شناسی برای تعیین محل سیارات و پیش بینی زمان وقوع حوادث آسمانی نظیر خورشید گرفتگی یا ماه گرفتگی استفاده می کرد.

 

در این زمان محاسبه های حرکت سیارات به دلیل سیر قهقرایی سیارات دور تر و گردشی که در ظاهر به طرف عقب داشتند مشکل بود. مریخ( بهرام) مشتری و زحل در حرکت روی مدار خود به سمت جلو ظاهران دچار توقف می شدند و پیش از حرکت دوباره به سسمت جلو چرخشی به سمت عقب داشتند.

 

بطلمیوس اختر شناس یونان قدیم با نظریه خود مبنی بر وجود حرکت حلقه های کوچکتر به دور حلقه های بزرگتر تونسته بود این گردش قهقرایی را توجیه کند، نظام پیچیده وی مجموعا به 70 حلقه نیازمند بود. کپرنیک با این نظریه که حرکت سیارات به صورت دایره ای است موافق بود لیکن او معتقد بود که خورشید در مرکز منظومه شمسی قرار دارد نه زمین. قرار دادن خورشید در مرکز گردش سیارات محاسبه ها را ساده تر می کرد و تعداد مدارها را نیز کاهش میداد.

 

کپرنیک نشان داد که حرکت قهقرایی زمانی صورت می گیرد که حرکت کره زمین از حرکت کره مریخ یا یکی دیگر از کره های دورتر پیشی می گیرد و آنها را پشت سر می گذارد او منظومه پیشنهادی خود را با جزئیات ریاضی آن عرضه کرد و در سال 1530 نظرات خود را در دستنوشته ای کوتاه خلاصه کرد و آن را برای دوستان و دانشمندان عصر خود فرستاد با گذشت زمان کپرنیک نظرات دیگری بر دستنوشته خود افزود. اطمینان وی به نظرات خود در مورد منظومه سیاره ای با شواهد جدیدتری تقویت می شد. مثلا در مدتی حدود دو سال مریخ از یک شی قرمز روشن به چیزی بسیار تاریکتر تبدیل شد.

 

منظومه سیاره ای که کره زمین را مرکز جهان می دانست برای این مشاهده ها توضیحی نداشت. ولی کپرنیک می دانست که اگر مریخ و زمین هر دو با سرعتی متفاوت به گرد خورشید بچرخند در برخی اوقات به هم نزدیکتر می شوند و در این صورت مریخ روشنتر به نظر می رسد و در زمانی دیگر زمین و مریخ دورتر از هم قرار می گیرند و مریخ کم نورتر دیده می شود. کپرنیک مدارک خود را برای بیان منظومه سیاره ای که خورشید مرکز آن بود جمع آوری کرد در آن زمان خکومت و مقامات مذهبی افکار اسای و جدید را از ترس ایجاد نا آرامی اجتماعی بر نمی تابیدند. به همین سبب کپرنیک 13 سال برای اقدامی خطرناک در ارسال کتاب گردش افلاک آسمانی به چاپخانه در تردید ماند. نخستین نسخه این کتاب در 24 مه 1543 زمانی که وی شدیدا بیمار و بستری بود از چاپ درآمد یک نفر از دوستانش این نسخه چاپ شده را در دستش گذاشت و همان روز او درگذشت. کتاب کپرنیک کیاس و سالیوس درباره ساختمان بدن انسان که ان هم در سال 1543 منتشر شد نشانه ای از شروع علم جدید بود.




طبقه بندی: زندگی نامه،

تاریخ : یکشنبه 7 آبان 1391 | 04:47 ب.ظ | نویسنده : سلمان بنی فضل | نظرات

تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2

  • ایکس باکس | قالب بلاگ اسکای | اس ام اس دون